Mélusine Brosse
گالری
مجموعهها را ببینید. برای مشاهدهٔ جزئیات یا نمایش تمامصفحه، یک اثر را باز کنید.

پرسهزنِ درون
میان انتزاع و بازنمایی، سادگی و سرشاری، دقتِ ریزبینانه و رهاییِ حرکت دست، آرامش و آشوب در برابر هوش مصنوعی و تصاویر ناملموسش که با یک کلیک پدیدار میشوند، کاری صبورانه و پرزحمت، بر بستری مادی در برابر رنگهای جیغِ سوداگران توجه، بیپیرایگیِ سیاهوسفید در برابر جهانی که بیمهار شتاب میگیرد، اندکی دروننگری در برابر تفسیرهای بدیهی و شعارهای آماده، انبوهی از معناهای ممکن؛ بازی این است که معنای خودتان را بیابید لحظهای نگاه را متوقف کنید، به زمان فرصت بدهید، و تکان خوردن ناخودآگاه را حس کنید در خلأِ لحظهٔ اکنون سفر خوش!

شفیرگی
شفیرگی مرحلهای است که در آن کرم پروانه به دور خود پیلهای میتند و به شفیره بدل میشود؛ سپس از آن، حشرهٔ بالغ پدیدار میشود: همان پروانهٔ بالداری که همه میشناسیم. این مجموعه را در دوران کووید آغاز کردم؛ در روزهای قرنطینه که ما را به بیحرکتی و تنهایی وامیداشت، مانند کرمی که برای آغاز دگردیسیاش از جهان کناره میگیرد و ساکن میشود. از راه طراحی، کوشیدم از ملالِ زمان حال بگریزم و فضایی را که هر روز در پیرامونم تنگتر میشد، گسترش دهم. سادهترین ابزارها را انتخاب کردم: یک مداد گرافیتی و ورقی کاغذ تقریباً هماندازهٔ خودم؛ و در ناخودآگاهم فرو رفتم. روی میز کوتاه اتاق نشیمنم، جهان درونم را فراخواندم؛ بیآنکه به ترکیببندی فکر کنم، احساساتم را جاری کردم: با خشم و مهر، نومیدی و شادی، بیمحابایی و دقت. نتیجهٔ نهایی، تصویری از این جهان درونی است؛ جهانی بیوزن، که در آن جزئیات، گاه روشن و گاه محو، پیکرههایی را آشکار میکنند که با تخیل بیننده تغییر مییابند و او را به سفر در جهانی دعوت میکنند که هم از آنِ من است و هم از آنِ او. از این راه، میخواهم فضایی بگشایم رها از محدودیت، قضاوت و قواعد؛ فضایی که بیننده بتواند آنچه را میبیند از دریچهٔ نگاه خودش تفسیر کند و ذهنش را آزادانه به پرسهزنی بسپارد. فضایی که در آن، دریافتها آزادانه با احساسات حرکت میکنند و تشویق میشویم همهمهٔ پیوستهٔ عقل را خاموش کنیم تا روحمان را اندکی لمس کنیم؛ تا، حتی برای لحظهای کوتاه، همان موجود سبک و بالداری شویم که هستیم: باشد که از دل شفیرگی، پروانهٔ وجودمان پدیدار شود…